أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
478
آثار الباقيه ( فارسى )
بىنياز هستند و بسا كه جداولى ترتيب مىدهند مبنى بر اينكه ماه قمرى بيست و نه روز و نيم باشد و ابتداى آن از اول اجتماع مفروض در جيجل كوچك باشد . ما براى آن دسته از علماى يهود كه تحقيق و نظر را خريدار باشند و براى خود تقليد از ديگران را نوعى پستى و خوارى بشمارند مطابق حركات كواكب كه در عصر ما بود براى تعيين هر فصح راهنمايى كرديم و بايد كه استقبال برج حمل را براى خود اصلى قرار دهند و ايامى را كه آفتاب در برج حمل است براى دوران فصح حدى بشمارند و اين استقبال را طورى تركيب كنند كه از دو طرف حد بيرون نرود تا آنكه فصح بر روز اعتدال بهارى پيش نيفتد و حالت بدر هم جز در برج اعتدال كه برج حمل است نباشد « 1 » . به عقب برگشت و آنچه را كه خود ساخته بود با دست خويش خراب كرد و گمان برد كه علم استقبال كه موجب فصح باشد اين است كه قمر پيش از غروب خورشيد طلوع كرده و كمى پس از طلوع خود غروب كند و خصوم ما هنگامىكه از حجت باز مانند و درهاى استدلال بر آنها بسته شود چنين مىكنند و به محالاتى كه خلاف عيان است چنگ مىزنند و تنزيل حكيم نيز چنين ناطق است : « وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا » و آنچه را اين مردم پياده و منقطع از علم گفتهاند با شرايط فصح موافق نيست زيرا كه طلوع ماه پيش از غروب آفتاب و غروب قرص قمر پس از طلوع آن معلول علل ديگرى است كه يكى آنست در نصف الليل استقبال افتد دو ديگر آنست كه شب طولانى باشد و سه ديگر آنكه ماه در حركت مرئى خويش سريع باشد چهار ديگر آنكه ماه در بلدان بسيار شمالى باشد و پنج ديگر آنكه عرض قمر به نسبت به عرض بلد زيادتر باشد و با اين اسباب و علل پنجگانه است كه اقتراناتى روى مىدهد كه در منتها غايت خود است و ازدواجاتى
--> ( 1 ) - در ساقطات كتاب و دو نسخه عكسى اسلامبول اين قسمت متصل بماقبل است و حال آنكه در خلال آن افتادگى بوده و نظير آن در اين كتاب چنان كه در مقدمه گفتهام بسيار است .